در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطرۀ آبم که در اندیشۀ دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی ست

من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را

بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

 

 

«فاضل نظری»



تاريخ : پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠ | ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : Parisa | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.