کمترین تحریری از یک آرزو این است

آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی

در قناری ها نگه کن، در قفس، تا نیک دریابی

کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است.

کمترین تصویر از یک زندگانی:

آب،

نان،

آواز،

ور فزون تر خواهی از آن،

گاه گاه،

پرواز

ورفزون تر خواهی از آن شادی ِآغاز

(ور فزون تر ، باز هم خواهی … بگویم ، باز؟)

آنچنان بر ما به نان و آب،

اینجا تنگ سالی شد

که کسی در فکر آوازی نخواهد بود

وقتی آوازی نباشد،

شوق ِ پروازی نخواهد بود.


محمد رضا شفیعی کدکنی



تاريخ : دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : Parisa | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.