امروز از اون روزهاست که حتی حوصله خودمم ندارم

دلم واسه یه نفر که خیلی خیلی دوستش داشتم تنگ شده

دریغ ...

الان دو ماهی هست که اصلاً سراغمو نگرفته

شاید ...

دیگه براش اهمیتی ندارم

شاید ...

نمی خواد بدونه مُردم یا زنده

بهونه فراوونه واسه بی معرفتی

واسه فراموشی ناراحت

دور و بریا همیشه می گفتن اون رفیق نیمه راهه

من هیچ وقت باور نکردم

اما کم کم داره بهم ثابت می شه

تا زمانی که بهم احتیاج داشت سراغمو می گرفت

الان هیچ نیازی به من نداره

مثل یه کاغذ باطله منو مچاله کرد و دور انداخت

هیج وقت یادم نمی ره در بدترین لحظات زندگیم

هیچ یادی از من نکرد ...

به این جور افراد نمی شه گفت رفیق باید گفت نارفیق ...

 

 

تصمیم گرفتم آنقدر کمیاب شوم

شاید دلی برایم تنگ شود ولی

افسوس فراموش شدم ...



تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ٢:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : Parisa | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.