من گمان می کردم

دوستی همچون سروی سرسبز

چارفصلش همه آراستگی ست

من چه می دانستم

هیبت باد زمستانی هست

من چه می دانستم

سبزه می پژمرد از بی آبی

سبزه یخ می زند از سردی دی

من چه می دانستم

دل هر کس دل نیست

قلبها ز آهن و سنگ

قلبها بی خبر از عاطفه اند

از دلم رست گیاهی سرسبز

سر برآورد درخت

نیرو بگرفت

این برآورده درخت

حاصل مهر تو بود

 

«حمید مصدق»

 




تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ٦:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : Parisa | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.