این نامه قسمتی از رمان راز مهتاب نوشته خانم اعظم ابراهیمی هستش که واقعاً جالبه و دوست داشتم شما هم بخونید نیشخند

مهتاب خانوم همسر سروش خان گیرنده نامه هستند و سروش خان نویسنده نامه درهنگام نگارش این نامه سربازی تشریف داشته (کسانی که سربازی رفتن با اصطلاحات بکار رفته خوب آشنایی دارند) حالا بخونید این نامه عاشقونه رو: نیشخند

 

به نام خالق عاشقان نامه ام را آغاز می کنم که عشق را در کالبدم نهاد مهتابم، برای در آغوش کشیدنت، جهبۀ دست های ناتوانم را مغلوب می بینم و با هیچ ترفند جنگی قادر به ادامۀ مبارزه علیه اشک های به گونه نشسته ام نیستم. قلم پر توانم در مقابل کاغذهای سپید دفترم شکستی سخت را تحمل می کند. چون قادر نیست با پیاده کردن کلمات پیاپی هِلی بُردی پیروزمندانه برای بیان احساسات پاک قلبیم داشته باشد و بتواند خطوط دفاعی این فراق عظیم را درهم شکند. قهقهه

هرگاه قلمم را برای بیان احساست درونی ام روی کاغذ می نهم و وصال خامۀ سیاهش را به معشوق که همانا، برگ های سپید دفترم است، می بینم با خود می گویم، ای کاش قدرت داشتم و قدم آهسته به سویت می آمدم و در مقابل فرماندهی چشمانت درجا می زدم و در میدان تیر مژگانت قرار می گرفتم و خود را هر لحظه، آماج فشنگ های نگاهت می کردم! هرچند که می دانم در آن لحظه میراژهای نگاهت در حریم هوایی چشمان بی فروغم قرار می گیرند و قلب مألوف گشته ام با ایجاد تپش های پیاپی مجال خوب نگریستن را از من سلب می کند.

پس ای کاش می شد قنداق تفنگ لبانم را با شلیک بوسه ای پُر مهر روی گونه های گرمت آن چنان جای دهم و اثر آن آنچنان باقی بماند که خودت بگویی حرکت از نو! قهقهه

آرزو دارم به سویت آیم. در خانه ات پانهم. به من ایست دهی تا با بیان اسمِ شبِ دوستت دارم در آغوشت جا گیرم. من سرباز مجنونی هستم که شب ها رویای شیرینت به سراغم می آید و بر پایم می دهد.

دوستت دارم با تمام وجودم

سروش

خوابگاه آموزشی



تاريخ : شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۱ | ۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : Parisa | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.