گهواره ی شب ...

چشمای من گهواره ی شب بود

خاکستری از شورشِ قبلی

افتاده ای از بارشِ بعدی

جا مونده ای از یورشِ قبلی

با دستِ خالی، جون به لب، تنها

دنبالِ ابرای خودم بودم

امروز می فهمم که می مُردم

اونروز اگه جای خودم بودم

 

«آبا عابدین»

 

/ 0 نظر / 23 بازدید