بهاری در خزان

چه گنج های نهفته

ترانه های نخوانده

و شعرهای نگفته

درون سینه ی من گنج های پنهانی ست

تو با نگاه شکافنده، قلب من بشکاف

و آشکارش کن

پرنده دل من

پریده از قفس سینه ام

شکارش کن

زده ست سبزی برگم خزان یغمایی

تو با نگاه دل انگیز خود بهارش کن ...

 

«حمید مصدق»

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
مارال

سلیوم !![قلب] مرسی ولی نمیشه بهش بگم [وحشتناک][ناراحت] ناراحت میشه [ناراحت] چقدر باحال شده وبت پری جونم[ماچ][قلب][فرشته]

مارال

[بوسه]ُیلاوم پزیسا جونم [راک] عاشقتم[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] خیلی خوشگله این جدیدات!!! نمیشه بهش بگم [وحشتناک] ناراحت میشد منم بیخیالش شدم ...[ناراحت] عیب نداره ... موقعیتش نبود ... درس دارم [نیشخند] دوست دارم