عاشقی به شرط باران ...

می بینی پاییز را؟!

چقدر عجول است برای آمدن ...

انگار خودش هم می داند خاطرخواه، زیاد دارد؛

انگار می داند خیلی ها دلشان گیر آمدنش است.

اما ناز نمی کند؛ باجی هم به تابستان و شهریورش نمی دهد.

می خواهد بیاید تا دوباره عاشقی را یاد عاشقان دل مُرده بدهد.

می خواهد یادشان بدهد هنوز می شود عاشق بود، عاشق شد و عاشق ماند.

می خواهد بنوازد «عاشقی به شرط باران» را ...

 

/ 0 نظر / 15 بازدید