به سوی ساحلی دیگر

به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر

مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر

من از روزی که دل بستم به چشمان تو می دیدم

که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر

به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز می دانم

به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر

من از آغاز در خاکم نَمی از عشق می بینم

مرا می ساختند ای کاش، از آب و گِلی دیگر

طوافم لحظه دیدار چشمان تو باطل شد

من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر

به دنبال کسی جا مانده از پرواز می گردم

مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر

 

 

«فاضل نظری»


/ 3 نظر / 8 بازدید
مارال

سلام[قلب][ماچ][قلب][ماچ] چقدر هم قالبت خوشگله هم مطلبای باحال زدی یه مدت نمیومدم (عروسی و دنگ و فنگ ...) دوست دارم خیلی خیلی خیلی خیلی .... [ماچ]

ღمارالღ

سلام پریسا جونیم نمیدونم این کامنتم میاد واست یا نه!!! آخه هر چی کامنت میذارم نمیاد!!! اون قالب بلیت قشنگتر بود ها!!![نیشخند][قلب] دوست دارم همه مطلبات قشنگن . . . راستی کاش واسه عروسی داییم بودی توام . .. جات خالی بود[ناراحت]