سبزی چشم تو ...

سبزی چشم تو

دریای خیال

پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز

مزرع سبز تمنایم را

ای تو چشمانت سبز

در من این سبزی هذیان از توست

زندگی از تو و مرگم از توست

سیل سیال نگاه سبزت

همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود

من به چشمان خیال انگیزت معتادم

و دراین راه تباه

عاقبت هستی خود را دادم

«حمید مصدق»

/ 1 نظر / 12 بازدید
عاشق کوهستان

سلام دوست عزیز [گل] زیباست[دست] خورشید نشسته بر در چشمانت زانو زده در برابر چشمانت با بار ستاره ماه لنگر زده است در ساحل سبز بندر چشمانت ...[قلب]